محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

82

آيين شهردارى ( فارسى )

باب چهاردهم در حسبت بر لكانه‌پزان « 1 » شايسته است كه دكانهاى لكانه‌پزان نزديك دكهء محتسب باشد و مراقبت كند كه لكانه را در حضور او بسازند ، زيرا در آن تقلب بسيار كنند ، و نيز فرمان دهد كه گوشت خوب و فربه برگيرند و آن را تميز كنند ، و نيز گوشت گوسفند باشد و در ظرف پاكيزه‌اى بكوبند و به هنگام كوبيدن گوشت

--> ( 1 ) - مقصود چيزى شبيه كالباس يا قورمه است . در متن عربى نقانقيين است و نقانق معرب نكانه يا نكانك است . در فرهنگهاى فارسى لكانه ، لكانك ، نكانه ، نكانك ، نقانق ، لقانق ، زونج ، عصيب ، چرغند ، مالكانه ( ؟ ) همه به معنى رودهء گوسفند به گوشت ( يا گوشت و جگر ) آكنده و پخته آمده است ( نظير كالباس امروزه ) و در مقدمة الادب زمخشرى به صورتهاى لكانه و لكونه و لكامه آمده ، و لكامه سختوبا ( آش شكمبه ) معنى شده است ( ر ك : مقدمة الادب چاپ دانشگاه ج 1 ص 345 ) . ناصر خسرو گويد : از پس ديوى دوان چو كودك ليكن * رود و مى است و زليبيا و لكانه ر ك : فرهنگ اسدى و برهان قاطع .